88/6/27
4:39 ع
امروز روز قدس بود ....
روز قدسی متفاوت با روز قدسهای سالهای پیش
آدمهای متفاوتی آمده بودند ... شعارهای جدیدی داده می شد ... فضا اصلا متفاوت بود
شعارهای مرگ بر دیکتاتور ،نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران ،ماسک های سبز ، مچ بند ها و دختر های بد حجاب ، روزه خواری در ملا عام ، کارناوال هایی که به راه انداخته بودند و قبل از اقامه نماز در حال برگشت و عبور از میان جمعیت بودند .... و به چشم خودم دیدم ...فضایی متفاوت را رقم زد و حکایت از آتش زیر خاکستر و آینده ای متفاوت دارد....
دید شخصی من نسبت به فعالیت ها و مباحث سیاسی فراجناحی بوده و هست و سعی میکنم افق بلند مدت را ببینم ....وگرنه نه م.ا و م.م ....این ها ارزششان و اعتبارشان چند سال است و میگذرد ....ولی خدا انسان را واسطه و وسیله فتنه قرار ندهدکه الفتنه اشد من القتل ....
وقایع امروز باعث شد تا باز تلنگری بخورم که چقدر در این اوضاع و شرایط زمانی و مکانی ، تشخیص حق و باطل ، ثابت قدم بودن در راه عقیده و از آن مهم تر ، آمادگی جهت فداکاری در راه و مسیری که انسان فکر میکند صحیح است، سخت و مهم است .
باعث شد برایم تداعی شود که شعار ما اهل کوفه نیستیم سر دادن ساده است ، گفتن اینکه کاش با امام حسین بودیم ساده است ....سرزنش و نکوهش افرادی که زمان پیغمبر و ائمه بودند و نتوانستند حق و باطل را تشخیص دهند ساده است ...
مساله و دغدغه اصلی این است که : ما کجاییم ؟
آیا توانسته ایم حق و باطل زمان خود را بشناسیم ؟ آیا به وظیفه خود عمل کرده ایم ؟ چقدر در عقایدمان عمیق هستیم ؟ چقدر حاضر هستیم در راه این عقاید و تشخیصی که داده ایم خرج کنیم ؟ از مالمان ، وقتمان ، خانواده مان ، آبرویمان ؟
اینهاست که ذهن مرا مشغول خود کرده است
والسلام
88/6/22
4:2 ص
دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند واندر آن ظلمت شب، آب حیاتم دادند
چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی آن شب قدر که این تازه براتم دادند
گفتی ادعونی استجب لکم
رویم را زمین نیانداز وانا عبدک الضعیف
88/6/14
6:9 ع
الْخَبِیثَاتُ لِلْخَبِیثِینَ وَالْخَبِیثُونَ لِلْخَبِیثَاتِ وَالطَّیِّبَاتُ لِلطَّیِّبِینَ وَالطَّیِّبُونَ لِلطَّیِّبَاتِ أُولَئِکَ مُبَرَّءُونَ مِمَّا یَقُولُونَ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ کَرِیمٌ النور: 26
زنان ناپاک از آن مردان ناپاکند، و مردان ناپاک نیز به زنان ناپاک تعلّق دارند؛ و زنان پاک از آن مردان پاک، و مردان پاک از آن زنان پاکند! اینان از نسبتهای ناروایی که (ناپاکان) به آنان میدهند مبرّا هستند؛ و برای آنان آمرزش (الهی) و روزی پرارزشی است!
و من کجای این معادله ام
.
.
.
.
خدایا پاکم کن !
88/5/31
5:33 ع
چقدر زمان زود میگذرد ...
زمانی به دوستی می گفتم ، هر چه انسان سنش بیشتر می شود ....گذر زمان برایش سریعتر رخ می دهد....
یکسال برای یک بچه دوساله ، با یک بچه کلاس دوم دبستانی ، با یک بچه دوم دبیرستانی با یک انسان چهل ساله خیلی متفاوت است ....
و لذا شاید معیار سیصد و شصد و پنج روز = یکسال برای مقایسه زمانهای سپری شده در بازه های مختلف زندگی صحیح نباشد
هر چه که هست یکسال دیگر هم برای من گذشت.... سالی که سرشار از تغییرات مهم در زندگی ام بود ...
نمیدانم برآیند حرکتم در این سال رو به جلو بوده یا به عقب ....رو به رشد و قرب و رضایت الهی بوده یا ....
هر چه بود یکسال گذشت
از خیلی چیزهای معنوی و مادی !
چقدر زود گذشت
88/5/28
1:39 ص
امروز در یک جلسه مشاوره حضور داشتم...خیلی خوب بود
خیلی استفاده کردم....ولی فارغ از مفید بودن مشورت و صحبت با افراد صاحب نظر ، این نکته هم دوباره برایم تداعی شد :
مشورت کردن خیلی خوب است کاملا هم منطقی و منطبق بر آموزه های دینی ماست ولیکن باید به این مساله هم توجه داشت که لزومی بر اجرای تمام حرف هایی که انسان می شنود نیست ....حتی اگر بهترین مشاور در برابر انسان قرار داشته باشد....
این مطلب شاید بدیهی باشد ولی در عمل بعضی وقتها چنان به افراد ، میزان دانششان و تجربه شان تکیه می کنیم یا به عبارتی آنقدر کسی را قبول داریم .....که چشم و گوشمان بسته می شود و قدرت تحلیلمان از بین می رود و فکر می کنیم هر حرفی که یک نفر که قبول داریم گفت صحیح است ....هنر این است که انسان بتواند خودش یستمعون القول و یتبعون احسنه بکند.....
خدایا ما را در این راه کمک کن ....